اسكندر بيگ تركمان

967

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

مشهور و بصنف عدالت و نيكنامى موصوف بود او را در مدت دارائى با طوايف اشرار و متمردين ايل صاين خان مشهور بتركمان كه هميشه در حدود استرآباد طغيان ورزيده شور افزائى مينمودند محاربات قوى و نبردهاى عظيم ى رو داده بنيروى اقبال همايون و شجاعت و دليرى هميشه فيروزى يافت چنانچه از آن طبقه متمرد خصوصا كوكلن و اوخلو كه در تمرد و طغيان از ساير آن قوم در پيش و بكثرت وفور بيش بودند صاحب وجودى نگذاشت ايالت آن ولايت ببهبود خان چركس تعلق گرفت سلوك او بر وفق رضاى آنديار نبود بنابر آن معزول گشته بخسرو خان كه در سلك غلامان درگاه منسلك و مرد ضابط كاردان بود تفويض يافت . عارف معارف ازلى واقف علوم خفى و جلى شيخ بهاء الدين محمد عاملى وفات شيخ بهاء الدين عاملى شمهء از اوصاف كمال و شر ذمهء از فضل و افضال آن حميده خصال در صحيفهء اول اين دفتر رقم نگارش يافته ظاهر حالش بوفور دانش و علوم آراسته و بدرجات عاليه اجتهاد و اخلاق حسنه پيراسته باطن فيض مواطنش به فقر و درويش نهادى موصوف و بسير و سلوك معروف و با زمرهء اهل الله قرين بود درين سال روزى در مقابر مشهور بتربت عارف ربانى بابا ركن الدين اصفهانى باداى صلوة مشغول بود آوازى از قبرى به گوش شيخ رسيد كه در عالم روحانى يكى از اهل قبور و آسودگان نهانخانهء خاك با او بتكلم درآمده گفته بود كه اينهمه غفلت چيست حالا تيقظ و هنگام آگاهى است و قايل اسم و نسب خود اظهار نموده بوده و از اسرار خفيه حرفى چند بر زبان آورده اما حضرت شيخ تقرير آنها نفرمودند و زياده از حرف غفلت و ايماى آگاهى و انتباه اظهارى نكردند بعد از واقعهء آن حضرت يكى از احباء كه محرم اسرار شيخ بود دو سه كلمه گفته بود . الحاصل بعد از وقوع اين واقعه غريبه سر بجيب تفكر فرو برده چند روز ترك معاشرت احباء و خلان و مباحثه طالب علمان نموده آماده سفر آخرت ميگرديد و مترصد ارتحال ازين دار ملال و متفحص ماه شوال بود و لحظهء بفراغ خاطر نمىغنود تا آنكه طلبه علوم كه همه روز ازو مستفيض بودند ببراهين عقليه و دلايل نقليه شيخ را ترغيب نمودند كه در باطن با خدا بوده به ظاهر فيض القاء علوم از طلبه باز - نگيرد و مثوبات آن را علاوهء طاعات و عبادات شمرد از تكرار اين گونه مقالات خاطرش فى الجمله آرام گرفته رفته رفته با خلق الله بدستور آميزش نموده تا سه ماه ظاهرا اوقات بمباحثه علوم و افادهء تلامذه صرف نموده در اتمام نسخه شريفه جامع عباسى اهتمام داشت و باطنا با آسودگان عالم ارواح همراز و با روحانيان عالم اشباح دمساز بود تا آنكه در چهارم شهر شوال اين سال مريض گشته هفت روز پهلو بر بستر ناتوانى داشت در روز هشتم كه سه‌شنبه دوازدهم شهر شوال بود طاير روح شريفش از تنگناى قفس بدن بيرون خراميده بعالم قدس پرواز نمود حضرت اعلى شاهى ظل اللهى در ييلاق تشريف داشتند جمعى از اعيان كه در شهر مانده بودند در پيش و پس جنازه مغفرت اندازه قدم بر خاك نهاده و ضيع و شريف در برداشتن جنازه به يكديگر سبقت ميجستند ازدحام خلايق بمرتبهء بود كه در ميدان نقش جهان با همه وسعت و فسحت بر زير يكديگر افتاده از هجوم عام بردن جنازه دشوار بود در مسجد جامع عتيق به آب چاه غسل داده علماء و فضلاء بر آن جنازهء محفوف برحمت حى لا يموت نماز گزارده در بقعهء شريفهء منسوبه